خرید بک لینک

برچسب: الکی مثلا من,الکی مثلا من قبادم,الکی مثلا من عاشقم, نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 13:35

فرداااااااااااااااااااا شروع کلاسا هست و من باز به یکی از آرزوهام رسیدم... ثبت نام تموم شد هرچی حساب می کنم پنجاه و پنج هزار زیاد آوردم. نمی دونم از کجا در اومد این هزینه ... اصلا اووضاعی داره برا خودش... همیشه پول کم می یارن ...من زیاد آوردم به آقای مهندس هم اطلاع دادم خندهاش گرفته بود می گفت خانوم مهندس باز جای شکر داره زیاد اومده حتما صداش در می یومد اگه پول کم و کسری بود.... اصلا خودتون رو ناراحت نکنین... صبح بهترین روز از روزای خوبه دیگم هست .. الهییی شکر .. کاااااائنات خیییییلی شکر... خیلیییییییی خوشحالم خیلییییییییییییییییییییی ... امییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید ادامه دارد..

برچسب: نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 13:35

امروز روز خیلی بدی بود . دیگه بوسیییدم گذاشتم کنار.. دلم برا بچه ها تنگ می شه... بدترین روزی بود که تو عمرم دیدم و یه خاطره بد . همش دروووغ...همش نقش آدم خوبا رو بازی می کردن ولی یه جورایی بردگی بود نقش معلمی... استاد عزیزم می گفت که سیاست آموزشی آموزش و پرورش غلط هستش ولی من متاسفانه فقط می خواستم به آرزوم برسم. امروووووز دیگه با چشم دیدم .. چه کارایی که به خاطر پول می کنن. خدا ازشون نگذره . من امروز به خاطر شاگردم از مدرسه در اومدم. به خاطر دختری کوچولویی که با مامان بزرگش زندگی می کرد و عمه مستخدم مدرسه بود و با عمه می یومد و می رفت ، متاسفانه ام اس داشت عمه و دیگه نتونست بیاد و برا همین بهونه ای شد برای یک مدییر سنگدل خدا خودش جواب کاراشو بده.... من ازش آدرس منزلش رو هم خواستم ولی نمی دونم چرا نداد .... حتی آدرس مدرسه ای که رفت اونجا درس بخونه.... به راحتی گفت خدا رو شکر کار فاطمه هم درست شد رفت تو یه مدرسه دولتی .. به نظر خودم که همش دروغ بود... مدیر گفته بود دو سال نامادری نگذاشته بود بره مدرسه تو کلاسم همیشه از یه چیزی ترس داشت خیلی خوب می خوند درس رو خیلییییییی..

برچسب: نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 0:49

آدمهای ساده، همیشه میخندند و هر چه تو بگویی باور میکنند! راحت میتوانی آنها را به بهانه ای از خود دور ،یا به خود نزدیک کنی. . . ساده دل میبندند، و ساده دوست دارند و تا پای جان برایت میمانند. . آدمهای ساده، صادقانه عشقشان را اعتراف میکنند و برای اعتراف به چیزی که باور دارند، نمیترسند..! آدمهای ساده ، همه را دوست میدانند، و دشمن برایشان یعنی "یک حسِ بد..!" مهربانی کنی، برایت جان میدهند... کم لطفیهایت را تقصیر خود میدانند. . . ! همه ی حرفهایت را میشنوند، و فقط خوبهایش را به خاطر میسپارند..! همه را زیبا و بی نقص میبینند، و انسانها را برابر... برایشان فرقی ندارد که کجای شهر خانه داری، یا فلان لقب ... وقتی غمگینند ، اشک و لبخند... وقتی میترسند، ترس و لبخند... وقتی شرمگینند ، شرم و لبخند.. وقتی عاشقند، عشق و لبخند.. آنقدر ساده میخندند، که گاهی شک میکنی ، عاقلند یا دیوانه..! آدمهای ساده صبورند، صبورتر از آنچه فکرش را بکنی... ولی جایی که بشکنند، بغض را فقط در نگاهشان میبینی سکوت میکنند ، و آرام میگذرند، آنها هرگز به باورهایشان شک ندارند و همین است که هر بار که میشکنند، برایشان تجربه نمیشود

برچسب: نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 0:49

از بین جمعیت یهو چشمام میفته بهت شروع میکنم به دویدن ولی بهت نمیرسم شروع میکنم اسمتو فریاد زدن ولی تو بر نمیگردی حتی نگام کنی نمیشنوی!!!! ازم دور و دورتر میشی .... منم بین جمعیت میشینم و شروع میکنم فریاد زدن و گریه کردن یهو یکی اسممو صدا میزنه بلندتر و بلندتر مامانم از خواب بیدارم میکنه و میگه نترس کابوس بود ،گریه نکن اروم باش و منو بغل میکه بعد یدفعه بهم نگاه میکنه و میگه راستی اسم کیو فریاد میزدی؟ منم دوباره غرق میشم تو درد نبودت

برچسب: نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 0:49

انسان بودن زیاد سخت نیستکافیست مهربانی کنیزبانت که نیش نداشته باشد و کسی را نرنجاندهمین انسانیت است!وقتی برای همه خیر بخواهیهمین انسانیت است!وقتی محبتت بی منت باشدوقتی عشق بورزیوقتی زیبایی اشخاص را ببینیوقتی خوبی هایشان را ببینیهمین انسانیت است!مهم نیست که ديگران چگونه اندتو صاف و زلال باش مثل چشمه

برچسب: name,meaning,m, نویسنده: نیکی حسینی تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 0:49

صفحه بندی